
قفسهنوشت ۳۲۴: هویت ایرانی در گذر تاریخ؛ از عماد افروغ و احمد اشرف
اواسط دههٔ هشتاد خورشیدی بود و دورهٔ کارشناسی. تازه اسکناس پنج هزار تومانی درآمده بود که رویش حدیثی نبوی در مورد دانش در ثریا و مردان پارسی آمده بود. چند نفر از رفقای آذری که تمایلات پانترکی داشتند به شدت شاکی بودند که چرا این حدیث نوشته شده است. باید مینوشتند «مردانی از ایران» و این طوری فقط فارسها را داخل آدم کردهاند. جواب من هم این بود که حد...

قفسهنوشت ۳۲۳: این هم از این؛ از امیرعلی سلیمانی
برخی از غزلهای این مجموعه نشان از قریحهٔ خوب و مطالعهٔ فراوان این شاعر جوان دارد از جمله غزلی که در آغاز کتاب آمده است:
شبی که سوختم از خاطرات خام گذشتم
حلالت آنهمه دلتنگیِ مدام، گذشتم
غرور با تو برایم حقیر بود، همیشه
به احترام تو از خیر احترام گذشتم
پس از تو از همهی بوسههای ساعت مستی
اگر حلال بریدم، اگر حرام گذشتم
نخواستم که به هر آبودانه ...

قفسهنوشت ۳۲۲: کتاب سیاه؛ از سعید زیباکلام
حاشیهٔ پیش از متن آن که آقای سعید زیباکلام برادر صادق زیباکلام است و خواهرش مرحومه فاطمه زیباکلام هم استاد دانشگاه بوده است. این دو برادر اصلاً شبیه هم فکر نمیکنند. مثلاً همان موقعی که صادق در طرفداری از برجام بحث تاریخ آمریکاستیزی جمهوری اسلامی را برمیشمرد، سعید با موشکافی بند به بند تعهدات ایران در برجام بر آیندهٔ کشور میگریید. سعید خاستگاه عد...

قفسهنوشت ۳۲۱: انسان جنایت و احتمال؛ از نادر ابراهیمی
این داستان بلند را که در اوایل دههٔ پنجاه خورشیدی نوشته شده است، میشود یکنفس خواند. نویسنده خبری در صفحهٔ حوادث روزنامه میخواند که مردی به اسم سیدباباخان در روستای لاجورد خراسان از فرصت زلزله استفاده میکند و همسرش را به قتل میرساند. وقتی جنازهٔ همسرش زیر آوار پیدا میشود، آثار ضربهٔ تبر بر سر همسرش پزشکان را متقاعد میکند که کار زیر سر شوهرش ا...

قفسهنوشت ۳۲۰: هویت ایران؛ از فخرالدین عظیمی
فخرالدین عظیمی استاد تاریخ دانشگاه کنتیکت در زمان کرونا این کتاب را نوشته است که در واقع سیری است در تطور ناسیونالیسم ایرانی. این کتاب با بررسی نظریات موجود در مورد ناسیونالیسم به بررسی تفکرات پیشگامان ناسیونالیسم ایرانی از جمله پدیدههای پسامشروطهای مانند فروغی، آخوندزاده، پیرنیا، مصدق، فریدون آدمیت و ایرج افشار میپردازد.
نخست آن که کتاب به شدت...

قفسهنوشت ۳۱۹: غزل هزارهٔ دیگر؛ از محمدسعید میرزایی
اوایل دههٔ هشتاد در دوران نوجوانی پای ثابت جلسات ادبی بودم و در آن جمعی که شعر موزون به هیچ گرفته میشد، حرف از پدیدهای در غزل امروز بود به اسم محمدسعید میرزایی. کسی که غزل روایت را پی گرفته است، میتواند از کلمات امروزی در غزل استفاده کند و مانند داستان غزل بگوید. از وزنهای جدید در غزل استفاده میکند و توانایی خارقالعادهای در استفاده از قوافی ...
سیاهمشق ۸۱
بار دیگر به دنیا میآیم
از رَحِمِ این هواپیما
از دالان تولدم: فرودگاه
در سفر از میلادی به خورشیدی
در شبی تاریک
نوزادی بیگریه
خیره
به چمدانهایی که گیجاند روی غلتکها
چون کودکان گمشده دنبال چادر مادر
مادرم کبوتری است سپید
با قلبی از آهن
که مرا هر بار
به شکلی غیرطبیعی
میزاید
تنها به اندازهٔ روزهای مرخصیام
وقت زندگی دارم
و باید حال همهٔ گربههای...

قفسهنوشت ۳۱۷: فوکو در ایران؛ از بهروز قمری تبریزی
میشل فوکو متفکر بهنام فرانسوی قصد میکند از نزدیک وقایع انقلاب ایران را دنبال کند. به هر دری میزند هیچ نشریهای به او مأموریت نمیدهد جز یک نشریهٔ کمتر شناختهشدهٔ ایتالیایی. او دو بار به ایران سر میزند و انقلاب ایران را «دمیدن روح در جهان بدون روح» و «معنویت سیاسی» مینامد. بعد از چند ماه که اتفاقاتی مانند حذف مخالفان و تغییر قوانین حمایت از خا...

قفسهنوشت ۳۱۸: ایرانی که میتواند بگوید نه؛ از رضا ثانی
چرا این کتاب را خریدم؟ یادم نمیآید. شاید به خاطر عنوانش بود. آخر وقتی به ایران سفر میکنم آنقدری وقت تحقیق ندارم. معمولاً به چند کتابفروشی میروم و از روی عنوان کتاب سریع باید تصمیم بگیرم آن را بردارم یا نه. به وزن و حجم بیشتر از قیمت فکر میکنم چرا که شوربختانه به خاطر سقوط ارزش ریال فاصلهٔ قیمت دلاری و ریالی کتاب آنقدری زیاد است که گاه خرید چند ...

قفسهنوشت ۳۱۶: خنده در برف؛ از عباس صفاری
مرحوم عباس صفاری ساکن لسآنجلس بود و کتابهایش در ایران منتشر میشد. خیلی از ایشان تعریف شنیده بودم و منتقدان بهنامی او را ستودهاند اما من هر چه تلاش کردم نتوانستم با زبان و جهان این شاعر ارتباط بگیرم. اگر حرف منتقدان را نادیده بگیرم، به نظرم اصلاً این شعرها خوب نیستند. بخشی از یکی از شعرهای صفاری در مجموعهٔ دیگری را اتفاقی دیدم و به نظرم تصویر ج...

قفسهنوشت ۳۱۴: بیرون در؛ از محمود دولتآبادی
این داستان بلند را دولتآبادی به سال ۹۷ (یعنی هفتاد و هشت سالگی) نوشته است. متأسفانه انتخاب نادرست زبان روایت (سبک زبانی که بیشتر به درد کلیدر و جای خالی سلوچ میخورد) و نداشتن داستان منسجم و نبود شخصیتپردازی این کار را بیشتر شبیه به تمرین نوشتن کرده است تا داستانی قابل توجه. حس میکنم از جلد سوم به بعدِ «روزگار سپریشده مردم سالخورده» دولتآباد...

قفسهنوشت ۳۱۵: تاریخ ایران مدرن؛ از یرواند آبراهامیان
«با این همه، من چنین خطری را میپذیرم و بنا را بر این میگذارم که اگر اتفاق خارقالعادهای رخ ندهد، جمهوری اسلامی تا آیندهای معلوم دوام خواهد داشت؛ گیرم هیچ دولتی تا ابد پایدار نمیماند.» (ص ۱۳)
این کتاب را آبراهامیان در اواسط دولت احمدینژاد (سال ۲۰۰۸) نگاشته است و سعی بر آن داشته است که روند مدرن شدن دولت ایران را از یک ساختار کاملاً سنتی در زما...
سیاهمشق ۸۰
زیبایی تو
بمب ساعتی است
و من
محکومی که عاشق جلادش شده
به ثانیهشمار این بمب ساعتی نگاه میکنم
مردمک راست: صفر دقیقه
مردمک چپ: صفر ثانیه
…
گُر میگیرم
بیا و لااقل
تکههای تنم را از این خیابان بردار
به این پیادهرو اگر بیایی
قدم روی چشمم گذاشتهای
برای تو چه فرقی میکند
پلک پیادهرو باز باشد یا بسته
مگر که باد به داد این تکهپاره بیفتد
شاید تکه...

قفسهنوشت ۳۱۳: فروپاشی؛ از هدی صابر
هدی صابر از فعالان ملی-مذهبی و از گردانندگان نشریهٔ «ایران فردا» بود که ظاهراً بر اثر اعتصاب غذا در اعتراض به مرگ مشکوک هاله سحابی دچار ناراحتی قلبی شد و در خرداد ۱۳۹۰ از دنیا رفت. این کتاب حاصل نوشتههای او در سال ۱۳۶۰-۱۳۶۱ است که یکی از همفکران او، سعید مدنی، مقدمهای بر آن نوشته و اخیراً منتشر شده است.
کتاب دو بخش اصلی دارد: نخست به اتفاقات بی...
سیاهمشق ۷۹
دلم از
جای خالیات
پر است
هنوز رفتنت را
مرور میکنم
این که کفشهات
قدم روی چشمم گذاشتند
و باران
بیاجازه از ابرها
بارید
این که رفتی و
خاطرهای از تو ماند
پر از جای خالی
چای سرد روی میز
و چند قرص بیمصرف
زمان چگونه باید بگذرد وقتی
عقربهها
از جای خالیات
جا میخورند؟
پرسه میزنم در شهر
به یاد تو
از پا
میافتم
در تمام این سازههای سیمانی
رد سیم...

قفسهنوشت ۳۱۲: توسعه و خوشبختی در میان ایرانیان؛ از محمد سمیعی
در آغاز کتاب با این مسأله شروع میشود که چرا خودکمبینی و احساس بدبختی در ایرانیان وجود دارد. سپس به بسط تعریفی خوشبختی (well being) میپردازد و نگاهی به آمارهای بینالمللی میکند که در سالهای مختلف قبل و بعد از انقلاب گرفته شده است و همهاش نشاندهندهٔ نمودار پایای احساس عدم خوشبختی ایرانیان حتی بیشتر از بسیاری از کشورهای با اقتصاد ضعیفتر است. ...